سفارش تبلیغ
صبا

دکتر ابراهیم فیاض

الگوی جنسی جامعه درست شود، الگوی مصرف خانواده اصلاح می شود

الگوی جنسی جامعه درست شود، الگوی مصرف خانواده اصلاح می شود

دکتر ابراهیم فیاض دانش آموخته حوزه و دانشگاه است .دروس حوزوی را در قم تا خارج و کارشناسی جامعه شناسی و ارشد مردم شناسی را در دانشگاه تهران تمام کرده است .برای دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) را انتخاب کرد و در سال 1381 با نوشتن رساله ای در زمینه تولید و تبادل معنی فارغ التحصیل شد. کثرت ، تنوع و عمق مطالعات دکتر فیاض مثال زدنی و نواوری های او در زمینه مفهوم سازی و نظریه پردازی خواندنی است.

-به نظرشما این وضعیت مصرف در جامعه مطلوب است؟
نه، اما ثبات جامعه ما الان وابسته به همین رویه مصرف است. الان زن و مرد برای چی با هم ازدواج می کنند؟می خواهند از نظر احساسی و عاطفی کامل شوند؟پس این مهریه های سنگین برای چیست؟مدام می گویند مهریه را کی داده و کی گرفته؟ اما حالا که داریم می بینیم اتفاقا" خیلی ها هم می گیرند.اصلا" اگر نخواهند بگیرند هم جایگاه اصلی خود را ندارد. مهریه سنگین اعتبار دختر تلقی می شود،یا اهرم فشاری برای کم شدن طلاق چون فکر می کنیم خانواده ها دوام ندارند و زود از هم می پاشند.بله وقتی مدرن می شویم و زندگی ها درآستانه فروپاشی قرار می گیرد، مردم برای دوام زندگی به دنبال مکانیسم های دیگری می روند، که یکی از آنها مهریه است. در جهیزیه هم قصه همین است اگر مساله مایحتاج یک زندگی دو نفره باشد که چند تا وسیله اولیه کفایت می کند پس این همه وسایل و تجملات رنگارنگ و غیر ضروری برای چیست؟ تا می پرسی می گویند اعتبار دخترمان است.ادامه مطلب...

زمینه ارتکاب به جرم در فرزندان طلاق بیش از سایرین است

فیاض: زمینه ارتکاب به جرم در فرزندان طلاق بیش از سایرین است

خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران گفت: زمینه ارتکاب به جرم در فرزندان طلاق بیش از سایرین است؛ چون آن‌ها در خانواده‌‌هایی زندگی کرده‌اند که دارای خلق و خوی انحرافی، دعوا و کشمکش‌های زیادی بوده‌اند.


ابراهیم فیاض در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: افراد برای رسیدن به اهداف خود به ‌وسیله‌هایی نیاز دارند که در صورت نیافتن راه مشروع و درست از راه نامشروع مثل دزدی و ... استفاده می‌کنند؛ تا به مقصود و هدف خود برسند.
فیاض افزود: تحقیقات نشان می‌دهد وقتی پدر و مادری، خود مجرم باشند، فرزندان آنها هم به دلیل تربیت نادرست همانند پدر و مادر خود مجرم خواهند شد.
وی گفت: همچنین هر چه تراکم جمعیت بیشتر باشد، تعداد جرایم بیشتر و هر چه تراکم جمعیت کمتر باشد، تعداد جرایم و انحرافات کمتر است.
عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه بیان داشت: مسئولان مربوطه باید با کنترل هنجارها، زمینه کاهش جرم را در جامعه ایجاد کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: پرو‍‍ژه‌ تحقیقاتی در آمریکا نشان داد افرادی که قد متوسط و صورت استخوانی دارند، مستعد ارتکاب جرم هستند؛ به دلیل اینکه آنها مثل افراد قد بلند نه فقط احساساتی بوده و نه مثل آدم‌های قد کوتاه تنها به صورت عقلانی فکر می‌کنند. آنها بینابین هستند؛ چرا که هم عقلایی بوده و هم احساسات خودمحوری دارند؛ این دو عامل دست به دست هم می‌دهند تا فرد مرتکب جرم شود.


منطق و ضد منطق و نوآورى

منطق و ضد منطق و نوآورى

    1. منطق از کلمه نطق یا سخن گفتن گرفته شده است که میتوان از آن به عنوان قواعد بر سخن گفتن انسان یا ابزار سخن گفتن یاد کرد، این دانش بشری انتزاعی ترین قواعد حاکم بر زندگی بشر و انسان را کشف و دسته بندی می کند، این صورت بندی از ریاضی نیز انتزاعی تر است چرا که منطق، ریاضی را به عنوان یکی از زبان های بشری بررسی منطقی میکند.
    2. محور منطق زبان است و زبان های بشری بسیار گوناگون می باشد پس منطق های بشری بسیار متنوع خواهد بود و برای تفاهم بین انسانها فهم منطق ها یک امر ضرورت است چرا که قواعد تفاهم در منطق ما جاری و ساری است و از اینجاست که رابطه منطق و فرهنگ آشکار میشود چرا که فرهنگ چارچوبی برای تفاهم است پس منطق ها تابعی از فرهنگ ها هستند (ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم).
    3. فرهنگ، نرم افزار زندگی است. پس منطق، بیان نرم افزار زندگی است و هر زندگی یک منطق خاص خود را دارد که در یک حوزه فرهنگی نمایش داده میشد. فهم فرهنگ ها احتیاج به فهم منطق های حاکم بر آن دارد و راه فهم منطق فهم زبان طبیعی و گفتاری آن در زندگی روزمره است تا قواعد تفاهمی آنها کشف شود.ادامه مطلب...

دین و اسطوره و نو آوری

دین و اسطوره و نو آوری

    1. دین و اسطوره دو عنصر متضاد، ولی متعامل در طول تاریخ انسانی بوده اند. دین در جوامع انسانی به معنا بخشی و قصد آفرینی مشغول بوده است و اسطوره ها این معنا بخشی را صورت بندی و صورت بخشی میکنند و گاهی این صورت بخشی سبب تحریف معنای دینی میشود که انحراف از همین جا شروع میشود.
    2. دین ها در طول تاریخ زندگی انسانی، اسطوره آفرین بوده اند، یعنی معنا بخشی و قصد آفرینی دین، تخیل انسانی را بر انگیخت و تخیل انسانی صورت بندی معنای آفریده شده توسط دین را به عهده میگرفت و این معانی در جامعه صورت ساختاری به خود می گرفت و در جامعه جاری می گشت و فعالیت های زندگی انسان را تحت الشعاع و زیر نفوذ قرار می داد.
    3. اگر یک جامعه دارای حیات فرهنگی طولانی شود و معنا بخشی جدیدی رخ ندهد، اینجاست که اسطوره ها جای دین را می گیرند و تخیل انسانی که از یک طرف دیگر به غرایز انسانی و به گونه خاص غریزه حسی مربوط و مرتبط است، به گونه ای صورت های معنایی آن دین را شکل می دهد که صورت های معنایی دین در جهت ارضای انحرافی و افراطی غرایز جنسی و انسانی انسان به کار رود. (در قرآن بارها آمده است که آیا خدا امر به فحشاء کرده است!)ادامه مطلب...

قرارداد و ضد قرارداد و نوآوری

قرارداد و ضد قرارداد و نوآوری

    1. جوامع انسانی بر اساس قراردادها، حیات و زندگی پیدا میکنند و این حیات را ادامه می دهند، قرار دادها، اعتباریاتی هستند که انسانها به گونه ای عمدی و غیر عمدی، وضع میکنند و سعی در ابقای آن دارند تا بتوانند زندگی خودشان را طراحی و ادامه دهند و از طرف دیگر سعی در تطبیق آن با وضعیت زمانه خویش دارند تا اعتباریات مانع تحول زندگی روزمره آنها نشود.
    2. فرآیند وضع قراردادها در یک جامعه دارای شباهتها و تفاوتهای بسیاری است که «هویت اعتباری» آنها و سپس «ماهیت اعتباری» آنها را تشکیل می دهد که در رشته های متفاوت دانشگاهی و حوزوی بررسی میشود، مثل «فلسفه حقوق»، «فلسفه اخلاق»، «اصول فقه»، «کلام» و «جامعه شناسی حقوق» و «مردمشناسی حقوق» و... که بدون این رشته ها نمی تواند اعتباریات خود را به گونه ثانویه بررسی کند و سپس تعدیل و تفسیر را طراحی کند.
    3. منشا قراردادها، متفاوت است و به دو گونه ترسیم میشود: 1. دین، 2. شعور عمومی یا عقل جمعی یا آراء مشهوره و یا عرف که اولی ها دین دار ترسیم میشوند و دومی ها مادی و سکولار قلمداد میشوند. در اولیها «قرار دادهای دینی سلفی» و گذشته به عنوان یک «الگو باستانی» در نظر گرفته می شود و به عنوان یک «الگو آرمانی» نیز به کار برده میشود.ادامه مطلب...

معرفت شناسى زن و نوآورى

معرفت شناسى زن و نوآورى

    1- زن شریک جنسی وعاطفی مرد است، فهم معرفتی زن فهم معرفتی نیمی از جوامع انسانی است و معرفت شناسی زن بدون معرفت شناسی مرد ممکن نیست. چون تا بوده زن و مرد با هم بوده اند و ذهن و معرفت و تفکر زن با مرد شکل گرفته و بر عکس. پس معرفتشناسی زن بدون معرفت شناسی مرد ممکن نیست.
    2 - زن و مرد از باب قابل و فاعل، مکمل یکدیگر می باشند(حسن التبعل) اگر بخواهیم مرد و زن را تقلیل به انسان بدهیم و وجه جنسیت آن دو نادیده گرفته شود یک نوع نگاه اومانیستی به زن است که زن و مرد را یک انسان صاحب سوژه می داند پس یک نوع «فردیت ذهنی» برای آن دو قائل می شود و برای زن و مرد دوگانگی فکری و معرفتی ترسیم می کند.
    3 - دو گانگی فکری که برای زن و مرد ترسیم میشود سبب دو گانگی اجتماعی جامعه انسانی می شود که گاهی به سلطه مرد بر زن خواهد انجامید و مرد سوژه می شود زن ابژه(مثل مدرنیسم) و گاهی زن سوژه می شود و مرد ابژه(مثل پسامدرنیسم) پس زندگی اجتماعی غربی صحنه تعارض زن و مرد بوده است و میتوان تاریخ تفکر اجتماعی غربی را اینگونه ترسیم کرد. ادامه مطلب...

حقوق جهانی مردم و نوآوری

حقوق جهانی مردم و نوآوری

    1. حقوق از اعتباریاتی است که با قدرت دارای رابطه ای مستقیم میباشد، یعنی قدرت است که اعتباریات را در یک جامعه خلق کرده و به گونه ای که میخواهد آن را ترسیم میکند تا بتواند قدرت خود را حفظ کند. پس اعتباریات از قدرت زاییده میشود و از آن نیز قدرت به وجود می آید. پس ارتباط حقوق و قدرت یک ارتباط دو سویه مستقیم میباشد.
    2. قدرت، منابع حقوقی را تعیین میکند و از این راه وارد اعتبار گذاری و وضع قانون میشود و زمانی که منابع حقوقی روشن شد خود به خود به گونه ای چارچوبهای شناختی آن نیز تعیین میشود، چون هر منبع حقوقی خود دارای یک چارچوب شناختی خاص به خود میباشد که فلسفه حقوق و شناختشناسی حقوق آن تعیین میکند، مثل حقوق بشر که دارای چارچوب شناخت فردی است.
    3. مبنای شناختی حقوق بشر، انسان از منظر فردی و جسمی است، پس شناختشناسی جمعی در این مقوله راه ندارد و یا فرد را از بعد جسمی مورد توجه قرار می دهد و شناختشناسی جسمی انسان را ملاک و معیار میشود. پس ملاک شناختی انسان در این منبع حقوقی، فردیت جسمی انسان است که سبب اعتبار سازی حقوقی میشود که از آن به اومانیسم حقوقی تعبیر میشود.ادامه مطلب...

مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاریخى عاشورا(2)

مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاریخى عاشورا(2)
دیالکتیک فکر شیعى
اجتناب از جنگ در رفتارهاى حضرت امام حسین(ع) به خوبى قابل مشاهده است. پیش از شروع جنگ در لحظه اى که «شمر» شروع به دشنام دادن کرد، «حبیب ابن مظاهر» پیش آمد تا کار او را به ضرب تیر و کمان یکسره کند. در این زمان امام پیشگیرى کرده و فرمودند که میل ندارند آغازگر جنگ باشند. افراد زیادى در میان سپاه یزید امام را مى شناختند و حتى بسیارى پس از ماجرا توبه کردند.
شاید به همین دلیل وقتى کاروان به کوفه مى رسد مردم مى گریند. خطبه هاى حضرت زینب(س) نشان مى دهد که زنان چگونه مى توانند بر کل رخداد اثرگذار باشند. ایشان خیابان ها را فتح کرد و رشته گفتار را به دست گرفت. اضمحلال دشمن از همین مرحله آغاز شد. زیرا در حقیقت یک تراژدى در کربلا رخ داده بود. در تراژدى ها عشق و مرگ به هم مى پیوندند. عشق که سرآغاز زندگى است به صورت تمام عیار در کنار مرگ که پایان زندگى محسوب مى شود مى ایستد. در این میان تراژدى شکل مى گیرد. شاید به همین دلیل باشد که این تراژدى است که به زندگى معنا مى بخشد. اما معناى تراژدى در هرحال پیش از نقل شدن پنهان است و تنها در نقل آشکار مى شود. از همین جا اهمیت حضور حضرت زینب(س) روشن مى شود. زیرا اگرچه امام حسین (ع) خالق تراژدى بود ولى خواهر ایشان ناشر آن شد.
تحلیل این حرکت چندان از عهده فلسفه بر نمى آید زیرا بررسى نهضت انحلالى را مى بایست به عرفان سپرد. رفتار عارفانه و پاکبازانه امام در مسیر عمیق تر و شفاف تر مى شد. سخنرانى هاى حجاز بیشتر سیاسى هستند. اما خطبه ها در راه کربلا آرام آرام صورت معنوى ترى مى گیرند در ساعات فتنه و نبرد نیز رخسار ایشان هر لحظه شاداب تر مى شد. تا زمانى که تن مبارک خون گریست و رگ هاى گلو ذکر گرفتند. همین ذکر، سپس ، عامل توبه توابین شد.ادامه مطلب...

مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاریخى عاشورا (1)

مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاریخى عاشورا (1)
مصلحت طلبى و موروثى شدن حکومت

عاشورا یک واقعه تاریخى معمولى نیست و مى تواند در علوم اجتماعى و مردم شناسى مباحث دامنه دارى را ایجاد کند. هر واقعه مقدمات و نتایجى دارد. بعضى از مقدمات از چنان اهمیتى برخوردار هستند که فقدان آنها مى تواند از رخداد ماجرا به همان صورت متحقق جلوگیرى کند. «ماکس وبر» که در ایران کمى ناشناخته است بحث خوبى در همین رابطه دارد. «وبر» شاگرد «دیلتاى» بود که پدر مردم شناسى آلمان به شمار مى رفت. کتاب چند جلدى «مقدمه اى بر علوم انسانى» او اثر فراوانى در مباحث معاصر دارد. «وبر» تحت تأثیر «دیلتاى» در روش شناسى خود از تحقیق و پرده بردارى در مورد مقدماتى سخن مى گوید که در «تقسیم» رخدادها، حیاتى به شمار مى روند. در ارتباط با قیام امام حسین(ع) هم مى توان در مقدماتى باریک شد که در صورت فقدان آنها، رخداد عاشورا پیش نمى آمد.
این موارد «هویت» عاشورا را توضیح مى دهند و سپس مى توان به وسیله آن «ماهیت» واقعه یعنى عواملى حاشیه اى که وجه تفاوت این رخداد با دیگر وقایع است را روشن نمود. به نظر مى رسد از میان مقدمات عامل اصلى و تاریخى نوعى مصلحت گرایى در صدر اسلام باشد که بر اجراى احکام مقدم شده بود. این مصلحت گرایى را مى توان در امتناع از مجازات «مالک ابن نویره» که همسرش را به بهانه نپرداختن خمس کشته بود، دید. ادامه مطلب...

غزه؛ منشأ معادلات جدید در جهان

غزه؛ منشأ معادلات جدید در جهان
تحولات غزه ساختارهاى سکولاریستى و انگلوساکسونى جهان را تغییر خواهد داد. خاورمیانه قرن بیستم و پس از جنگ جهانى با نظم انگلیسى شکل گرفت و اگر امپراتورى عثمانى تجزیه نمى شد و هویت هاى نوخاسته اى مثل اردن، عراق وعربستان که رابطه خانوادگى و خانزادى با انگلستان و امریکا دارند، پدید نمى آمد؛ آنها نمى توانستند اسرائیل را در کنار کشور هاى عربى به وجود بیاورند.
تأسیس اتحادیه عرب توسط انگلیسى ها به منظور حفظ ساختار و تعادل بین کشورهاى متکثر جدید بود و درگیرى هایى که در این سالها بین اعراب و اسرائیل روى داده یک دعواى درون خانواده و ساختارى بوده است که همواره بزرگان ساختارى بعد از جنگ جهانى دوم مانند امریکا میانجى و واسطه ترک مخاصمه بوده اند.
ساختارهاى دینى خاورمیانه در حال دگرگونى است
جنگ هاى غزه و لبنان که آقایى و میانجیگرى امریکا در آن تاثیرى ندارد، ساختار انگلوساکسونى خاورمیانه را تغییر داده و معادلات جدید را در جهان به وجود مى آورد. با برهم خوردن ساختار امریکایى خاورمیانه حتى اگر دولت هاى عربى بمانند مشروعیتشان زیر سؤال مى رود، به همین دلیل دولت هاى عربى همه وحشت زده اند و نمى توانند روابط داخلى و بین المللى خودشان را تنظیم کنند. به هر میزان که امریکا تضعیف بشود، کشورهاى عربى هم تضعیف خواهند شد. این پادشاهى هایى که کدخداى امریکا هستند، اگر در سیر این تحولات باقى بمانند، باز هم به علت خودآگاهى مردم و از بین رفتن ساختارها به شدت به سمت ایران خواهند آمد. الان در عربستان خیلى از اهل تسنن، ایران را قبول دارند و وهابیت در حال افول است. با فروپاشى ساختارها، تصویرهاى یهودى قرن نوزدهمى خاورمیانه که توسط انگلیسى ها شکل گرفته و وهابیت در اهل سنت و بهائیت در تشیع را به وجود آورده اند؛ فرو خواهد پاشید.
نظام تک قطبى انگلوساکسون ها رفتنى است
نزدیکى بین شیعه و سنى در جهان و تظاهرات گسترده اى که توسط مردم در جهان برقرار مى شود، نشان دهنده پدید آمدن یک هویت جدید در ملت هاى جهان است. با بهم خوردن ساختارهاى خاورمیانه، ساختارى به وجود خواهد آمد که نمى تواند وضعیت ناهنجار موجود را تحمل کند و نظام تک قطبى انگلوساکسونها از بین خواهد رفت. امریکا نظرش این است که ساختار جهانى با وجود خود، ژاندارمرى خود و ساختار حقوقى خود را اجرا کند.
به همین دلیل شوراى امنیت، امروز به شوراى حکومتى امریکا تبدیل شده است و دیگر نمى تواند از جنایات و کشتار مردم جلوگیرى کند. این سازمان هاى بین المللى که پس از جنگ جهانى دوم پدید آمده اند، دیگر فاقد توانایى اجراى نرم افزارهاى خود است، بنابراین کل مشروعیت آن نظام را از بین برده اند.
اگر امواج تحولات خاورمیانه یک جاى این ساختار را دچار ریزش کند، همه این ساختار دچار ریزش و دگرگونى خواهد شد.یک خود آگاهى مردمى در مقابل ساختارهاى مصلوب بعد از جنگ جهانى به محوریت امریکا در حال شکل گیرى است که ریشه در وقوع انقلاب اسلامى دارد. ما وارد دوره اى شده ایم که مردم نقش تعیین کننده اى در تحولات دارند و انقلابى درونى شروع شده است.
جنگ در غزه و پیش از آن در لبنان یک جنگ خانوادگى است، یعنى مردم نیروهاى نظامى هستند نه یک عده نیروى چریکى منقطع از ملت. قصه انتفاضه فلسطین که در آن پیر و جوان، خانواده ها و مردم، بچه شیرخواره هم به یک معنا با جان دادنشان، دارند مى جنگند، ریشه در همان نهضت امام حسین(ع) دارد. نهضت امام حسین(ع) برعکس کسانى که با آنها مى جنگیدند یک جنگ خانوادگى بود.این نوع مبارزه جنگ جدیدى است که همه در آن مشارکت دارند و به همین علت شکست ناپذیر است.
دشمن براى مقابله چاره اى جز خشونت بیشتر، کشتارهاى جمعى و کشتن کودکان، کهنسالان و توده هاى مردم نخواهد داشت. با ملتى که مادر آن پنج فرزندش شهید شده و در میدان حاضر است، دیگر نمى شود جنگید و اینجاست که آنها روز به روز به سوى نابودى در حال حرکتند.
خروج از انفعال، درک استراتژیک از تحولات
دولت جمهورى اسلامى ایران اگر این انقلاب ساختارى را بفهمد قاعدتاً باید روى دو موضوع تمرکز کند: اول اینکه با استفاده از تمام ابزارهاى دیپلماتیک و رسانه اى عدم مشروعیت نهادهاى بین المللى را در فضاى دیپلماسى جهانى نهادینه کند. دوم هم این است که با توجه به جنایات وحشتناکى که در حال روى دادن است، عدم کارآیى حقوق بشر سکولاریستى را پیگیرى و بر نهادینه شدن حقوق مردم تأکید کند. وقتى عنوان «حقوق بشر اسلامى» به کار مى بریم یعنى انفعال و پذیرش استیلاى غرب. در حالى که ما باید مفاهیم «حقوق مردم و حقوق بین الملل اسلامى» را مطرح و با غربى ها به مباحثه بنشینیم.