لیبرالیسم تصوف گرا
پنج شنبه 28/9/87 3:22 صبح| مقالات | نظر
تولید و باز تولید اشرافیت سیاسى و غربزدگى در ایران تاریخ اشرافیت سیاسى در ایران از دوره قاجار دچار تحول مهمى شد که در فرایند تاریخى کشور آثار مخربى را بر جاى گذاشت. پارامتر جدیدى به اشرافیت سیاسى اضافه شد که از منظرى زمینه ساز انحطاط فرهنگ ایرانى گشت. سران قاجار در آن برهه براى تضمین خود و حفظ حکومت و قدرت به خارج از ایران کشیده شدند. پیش از آن همواره سلسله هاى متفاوت به فامیل و قبایل خود وابسته بودند. تغییر این وابستگى از حوزه هاى قومى- قبیله اى به قدرت هاى اجنبى تنها یک رویکرد سیاسى ساده نبود بلکه با گونه اى شیفتگى، سپس احساس عجز همراه بود. دیگر به جاى تعصب قومى (افتخار به صورت هاى نوعى سنتى و قبیله اى) شیفتگى نسبت به جلوه هاى زندگى غربى از نظامات سیاسى تا انواع نظام هاى خرسندى و ارزشى، آرزوها و خواست هایى را در نزد ایشان پرورش مى داد که در ابعاد اقتصادى، اجتماعى، سیاسى، فرهنگى و حتى مذهبى اثر مى کرد. آنها مشتاق سیر و سیاحت در فرنگ بودند؛ در حالى که پول ایران در سطح بین المللى ارزش خاصى نداشت. پشتوانه اقتصادى ما از تعامل هاى تجارى بین المللى ناشى نمى شد. بنابراین به لحاظ مالى یاراى پرداخت هزینه سفرها را نداشتند. بدین سان دربار به سرعت نسبت به بانک ها و مؤسسات خارجى مقروض شد. این موضوع دربار را تنها در برابر سفارت ها مدیون نمى ساخت بلکه بعضى اشخاص حقیقى و حقوقى از همین رهاورد سودها بردند. براى مثال ملکه انگلستان در سفر دوم ناصرالدین شاه، وى را به حضور نپذیرفت. شاه، براى دور ماندن از چنین خفت و تحقیرى دست به دامان «سرجان ملکم خان» شد. او نیز در مقابل انحصار امتیاز قمار بازى و لاتارى را طلب کرد و از همین طریق نفوذ قابل توجهى را به دست آورد. وى بعدها در گسترش اندیشه هاى منتهى به مشروطه نقش زیادى را عهده دار بود. نقشى که پیداست در یک تعامل منفى با مشروطه مشروعه بود. |
حقوق بشر یا حقوق مردم و نوآورى
سه شنبه 26/9/87 5:18 صبح| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
حقوق بشر یا حقوق مردم و نوآورى 1. حقوق، اعتباراتی است که جامعه برای خود وضع میکند. بدون یافتن این اعتبارات، جامعه قادر به زندگی و حیات نیست. اعتبار بدون پردازش وجود ندارد، یعنی بایستی چارچوبی کلان باشد تا پردازش را طراحی کند که گاهی از آن به منبع حقوقی یاد میشود و گاهی به فلسفه حقوق و گاهی اجماع عقلاء و یا شعور عمومی. |
فرمول معرفتى اقتدار و نوآورى
سه شنبه 26/9/87 5:17 صبح| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
فرمول معرفتى اقتدار و نوآورى 1. اقتدار را اگر یک قدرت پذیرفته شده تعریف کنیم، پس یک نوع ساز و کار پذیرش را میطلبد که آن ساز و کار یک نوع عقلانیت است و عقلانیت دارای یک زمینه معرفتی است. پس پذیرش دارای یک سابقه معرفتی است. فهم معرفتی پذیرش، ما را به فهم اقتدار عمومی یک جامعه نزدیک میکند، که ضرورت عمومی هر اجتماع را تشکیل می دهد. |
دوره چهارم تاریخی ایران و نوآوری
سه شنبه 26/9/87 5:16 صبح| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
دوره چهارم تاریخی ایران و نوآوری 1. خود آگاهی تاریخی و جغرافیایی، مهمترین قدم برای فهم فرهنگی و تمدنی یک قوم و ملت و امت است و زمانی این شناخت به وجود می آید که نظریه های کلان و جهان گیر پدیدار شود و بتواند گسستهای تاریخی و جغرافیایی آن قوم یا ملت و یا امت پوشش دهد و آن را به انسجام برساند. |
شرق و غرب معرفتی و نوآوری
سه شنبه 26/9/87 5:15 صبح| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
شرق و غرب معرفتی و نوآوری 1. «غرب و شرق» بیش از آن که یک مقوله جغرافیایی باشند، یک «مقوله معرفتی یا جغرافیای معرفتی» میباشند. یافتن این دو حوزه جغرافیایی معرفتی، میتواند راهنمایی برای دیگر حوزه های معرفتی باشد، چرا که یافتن حوزه مطالعاتی خود در یک فرآیند مطالعه مقایسه ای، بسیاری از حوزه های معرفتی دیگر را نیز بازگشایی تاریخی معرفتی خواهد کرد. |
از فرمول و شاکله هویت تا نوآورى
دوشنبه 18/9/87 5:4 عصر| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
از فرمول و شاکله هویت تا نوآورى 1. دین اگر با «زبان خاص» خودش ترکیب شود «هویت» تولید میشود؛ به عبارت دیگر هر دینی یک زبان خاص خود دارد و زمانی که باز تولید زبانی شود، هویت را ایجاد میکند؛ به همین دلیل هیچ دینی وجود ندارد که زبان خاص خود نداشته باشد و هر دینی با یک زبان خاص شناخته میشود؛ «یهود با عبری»، «مسیحیت با لاتین»، «اسلام با عربی»، «هندو با سانسکریت» و... |
اومانیسم عرفانی و نوآوری
دوشنبه 18/9/87 5:2 عصر| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
اومانیسم عرفانی و نوآوری 1ـ اگر او مانیسم را «انسان گرایى» تفسیر کنیم، در مقابل «خداگرایى» قرار مىگیرد. فهم دقیق اومانیسم به فهم «هم زمانى» و «در زمانى» آن احتیاج دارد. |
هرمنوتیک وحدت حوزه و دانشگاه و نوآورى
دوشنبه 18/9/87 5:1 عصر| سرمقاله های پگاه حوزه | نظر
هرمنوتیک وحدت حوزه و دانشگاه و نوآورى 1. "هرمنوتیک" را اگر "تفسیر متون" بدانیم و کل زندگی بشری را متون های تو در تو بدانیم پس می توان گفت زندگی همیشه با یک تفسیر یا هرمنوتیک همراه می باشد. "زندگی تفسیر را شکل می دهد و تفسیر زندگی را". به عبارت دیگر، زندگی متون ها را به وجود می آورد متون هایی که نظام نرم افزاری زندگی را تشکیل می دهد و "تفسیر زندگی وار" این متون، پویایی زندگی و نوآوری آن را شکل می دهد. |
آرشیوها
غیرآرشیویها
-
وزیر علوم باید متخصص علوم انسانی باشد
قانون گرایی تنها راه حل اوضاع امروز جامعه
نقاط قوت و ضعف دولت نهم
بررسی نقش ساختار اشرافیت در التهابات اخیر کشور
پیروزی جنبش مردم و مستضعفین بر اشراف غربگرا
جام زهر و مخالفان احمدی نژاد
مدرنیزم اساس دولتهای گذشته
تاریخ شناسی ابرقدرتی ایران
مرتضی را به تهران فرستادند
سینما با بهرهگیری از دین و اسطوره به سوی آینده میرود
[عناوین آرشیوشده]